دلم تنگ می شود
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 0:37
گاه دلم تنگ می شود می گیرد، می میرد برای "تو" که هر روز، کنار من، نزدیک، با منی می آیی، می روی سخن می گویی، لبخند می زنی من اما هزار فرسنگ دور است دستم، به رسیدن به "تو"
پای کسی.....
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 14:38
(پای کسی هم ماندن قاعده و قانون دارد...نمیشود که کسی پای شما بماند و شما هر طور که دوست دارید رفتار کنید.نمیشود کسی به پای شما بماند و شما حتی قدمی هم بر ندارید.پای کسی ماندن باید دو طرفه باشد.به پایت میماند تا برایش بجنگینمیشود امروزت با دیروزت یک ر
دوستت دارم
-
تاریخ: 1396/8/6 ساعت: 14:38
(نمیدانم تا کی دوستم داری ؟هر جا که باشد ،باشد !!هر جا تمام شداسمش را میگذارمآخر خط من ،باشد .........) از شروع نفسهای حضرت آدم تا پایاننفسهای آخرین آدم دوستت دارم...
خسته ام...
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 7:24
آنقدر حرف بر دلم تلنبار شده ! که از هجوم نگفتن به سیلاب گرفتار شدم !!آنقدر خسته ام ! که انگار فرهادم و از بیستون برگشته ام !! که شنیدم شیرین...! آنفدر بی فروغ ! که انگار رنگ ها را به مهمانی تاریک برده اند !! هی رفیق ! مرا نه جان زنده ماندن هست ! نه توان مردن ! من زنده زنده مردن مراد خویش را دیده ام ...
کاش اونم بود ..
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 7:24
اینکه هنوز یه سری آ هستید و نوشته های منو می خونید خیلی لذت بخشه !!اینکه کامنت میذارید ، اینکه حتی با اینکه بهتون کم سر میزنم بازم هستید خیلی خوبه !!کاش اونم بود ..اونم میخوند همه چیو .. حتی اگه به روم نمیآورد که میدونه و میخونه ولی کاش بود ..کاش میدید ..نه فقط نوشته هام رو .. خودم رو .. زندگیمون رو...
گاهی...
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 7:24
گاهی ممکن است از جایی، از موقعیتی، از کسی، رد شوی و تکه ای از تو به گوشه اش گیر کند و کنده شود. وقتی کمی از تو جایی جا ماند، کم می شوی! بدون آنکه خودت بخواهی قسمتی از تو دیگر همراهت نیست و یک جایی بیدار ایستاده و از خاطراتت مراقبت می کند.گاهی تکه ای از تو جا می ماند لا به لای نگاهش، چند انگشت پایین ...
عشق نیازی به دیدن ندارد...
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
تو را دوست دارم بی انکه بودنت را لمس یا نفس کشیدنت را حس کرده باشم بی آنکه حتی یکبار/از تو رویایی ساخته باشم به گستره ی آغوشت... دوستت دارم نگو که چگونه می شود ندیده عاشق شد!؟ یک بار چشمانت را ببند مرا ببوس آنگاه خواهی دید که عشق نیازی به دیدن ندارد
مرور خاطرات ...
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
خیلی وقت است که رفته ای...گاهی با خود می اندیشم، شده آیا دلت برایم تنگ شود؟حتی اندازه ی خاطره ای کوچک...من که تمام لحظاتم،با مرور خاطرات تو می گذرند...!!!
تمام وجودم...
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
تمام وجودم پر است از نبودنت
تنها ترین مخاطب من
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
نمی دانم چرا حس می کنم ، تنها ترین مخاطب من ،چند روز است شاهد هیچ کدام از نوشته هایم نیست...نوشته هایی که تمام ارزششان وقتی معلوم می شود که با نگاه مهربان "او" خوانده شده باشند...
مخاطب خاص
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
نوشته هایم را دوست دارم. چون تمامشان عطر "تو" را به خود گرفته اند.پس باز هم برایت می نویسم...آن هم عاشقانه هرچند التیامی بر احساس زخم خورده ام نبودی...امیدوارم لذت فوق العاده ی مخاطب خاص بودن، لبخندی بر لبانت بنشاند...
همراه ناشناس من
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
سلام به خواننده ناشناس وبلاگم که با ای پی ایالات متحده آمریکا هر روز بهم سر میزنه باز گلی به جمال شما که به ما سر میزنی(یاد بگیر مخاطب خاص)
شب تولد من
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
شب تولدم که می آید ...دلم تنگ می شود ...برای آن همه سختی ...برای آن همه آرزوهای محال ...برای آن همه سکوت ...برای همه آدمای خوب و بد زندگیم ...شب می شود .... چه غریب ...شب تولد من
امیدوارم که امشب بهم تبریک بگی
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
امشب شب تولدمهخیلی دوست داشتم که کنارم باشی اما نیستیامیدوارم که امشب بهم تبریک بگی البته اگه یادت باشهاما مغرورتراز این حرفایی دیگه نه حس نوشتن دارم نه توانشوامیدوارم که برگردی اما نه یه وقتی که خیلی دیر شده باشه.دوستت دارم
برای تولدم
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 6:43
هی می نویسم و هی دستم را میگذارم روی دکمه ی Delete و نگه میدارم که این سطرسطر های ِ نوشته ام پاک شود ...یک عالم حرف توی ِ دلم هست !یک عالم درد ِ دل دارم !تا ساعاتی دیگر هر دو عقربه ی ساعت که روی هم رو به بالا قرار گیرند یک سال دیگرخواهدگذشت از آخرین باری که شمع ها را فوت کردم و همه دست زدند !سالی که...
روزهای بی تو ...
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 15:23
راستی ... یک "گاهی" ، جا ماند ... :گاهی هم تنهایی ، تنها همدمم می شود و اشک ...مهمان چشمانم ...
رفته ای...
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 15:23
دیریست رفته ای... و من با خیال آمدنت شاخه ی "شکسته" احساسم را آبیاری میکنم...
دلتنگی هایم
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 15:23
دلتنگی هایم را دوست دارم ... اصلا هر چیزی که رنگی از تو داشته باشد، دوست دارم ...
خسته شدم
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 16:24
سردرد هاي شبانه من دلتنگي هاي هميشگي من حال خراب دل من به خاطر تو نيست از خودم خسته شدم...
تنهایی...
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 16:24
دلم تنهایی می خواد... تنهایی که بتونم با تو قسمتش کنم... تنهایی که دیگر تنهاییش آزارم ندهد... تنهایی که مثل تنهایی های دیگرم نباشد.... خوشحالم که همیشه خیالت با منه... اما مدتی است که با هم سخن نگفته ایم و این است که مرا آزار می دهد... کاش می توانستی در کنارم باشی...