خرید بک لینک

به من می گویی بنویس و من نمی دانم باید از کجا شروع کنم من حتی بلد نیستم عاشقانه بگویم "دوستت دارم"...............بانو

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 19:29

ثانیا که دلتنگم. ثالثا که دلگیرم. رابعا که خسته ام. اولا؟ اولا همیشه دوستت دارم است

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 19:29

زندگی ست دیگر...همیشه که همه رنگهایش جور نیست ،همه سازهایش کوک نیست ،باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،حتی با ناکوک ترین ناکوکش، اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،به این سالها که به سرعت برق گذشتند،به جوانی که رفت،میانسالی که می رود،حواست باشد به کوتاهی زندگی،به زمستانی که رفت ،بهاری که دارد تمام می شود کم کم،ریز ریز،آرام آرام،نم نمک...زندگی به همین آسانی می گذرد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

تنم را ... عادت داده ای .. به عطر آغوش ات...! نگفتی ... اگر نباشی ... بیمار خواهم شد؟؟؟

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

هوایی که میخواستم نفس بکشم تو بودی،

گلی که میخواستم بچینم تو بودی،

سرزمینی که میخواستم به آن هجرت کنم تو بودی،

رویایم تو،

خیالم تو،

خوابم تو.

جانم تو.

...

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 7 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

عاشق یک نفرم فقط چرا غصه ی این عشق پس به اندازه ی غم های تمام مردم عالم است؟

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 3:01

راهم از تو جداست اما دلم " هرگز "

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 3:01

تنهاییهامو
بده برم رد کارم
من نخواستم این جور یکی شدن رو...

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1398 ساعت: 15:51

نمی دانم
آیا یک عمر
برای فراموش کردن تو
کافی خواهد بود؟!

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:42

تمام دلخوشی, ام این روزها

خط خطی هایی است

که بر لوح سادگی ام می نگارم

شاید به این خیال

که تو گاهی

فقط

گاهی

می آیی و میخوانی

و در دل میگویی:

""او هنوز هم دوستم دارد""

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

هوا پرشده از دلتنگی هایم که به باد دادمشان

کاش پنجره, اتاق ات باز باشد

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

تو را باید کمی بیشتر دوست داشت...کمی بیشتر از یک همراه...کمی بیشتر از یک همسفر...کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس! تو را باید...اندازه ی تمام دلشوره هایت...اندازه ی اعتماد کردن ات...تو را باید با تمام حرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

تو را دوست میدارمبیآنکه بدانم تو ضرورت منی!آب را که مینوشی، هوا را که میبلعینمیفهمی جیرهبندی چه مکافاتیستتنها در نبودِ تو بود که فهمیدم«دوست داشتن تو»مایهی حیات من استتــودیگربدرددوست داشته شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

گفتی «دوستت دارم» و رفتی...من حیرت کردم...از دور سایههایی غریب میآمد...از جنس دلتنگی و اندوه...و غربت و تنهایی...«و شاید عشق»...اینکه تو رادوست دارم...یک بی نهایت محض است...از تمام شعر هایی که هنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

دلتنگی،

غم.

تنهایی جمع اضداد است.

آخر این چه دل ِ تنگی است که اینهمه غم در اوست ...

برچسب: نویسنده: روژان اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:49

صفحه بندی